على محمدى خراسانى
334
شرح كفاية الأصول (فارسى)
اشراقيّون و مير داماد « 1 » طرفدار اصالت ماهيّت هستند و مىگويند : آنكه اصيل و واقعيّتدار است و تمام آثار از اوست ، ماهيّت و چيستى اشياء است و وجود امرى اعتبارى است . هركدام از دو گروه براهين و اشكال و جوابهاى فراوانى دارد كه در مباحث فلسفى مطرح است . ولى هدف از طرح اين دو مبنا در ما نحن فيه طرح اين سؤال است كه آيا اين اختلافنظر فلسفى تأثيرى در تعلّق امر به طبيعت يا فرد دارد يا نه ؟ ممكن است توهّم شود كه آرى تأثير دارد . يعنى اگر كسى در آن مسألهء فلسفى طرفدار اصالت وجود شد ، در ما نحن فيه بايد بگويد كه اوامر به طبايع به ملاحظهء وجود آنها تعلّق مىگيرد و مطلوب مولى ايجاد طبيعت و وجود بخشيدن به آن است . ولى اگر كسى در آنجا ماهيّت را اصيل دانست در ما نحن فيه بايد بگويد كه اوامر به طبايع من حيث هى هى تعلّق مىگيرند و مطلوب مولى طبيعت من حيث هى است . ولى مرحوم آخوند مىفرمايد : دو مبناى مذكور تأثيرى در بحث ما ندارد و موجب اختلافنظر نمىشود . امّا بنا بر اصالت وجود كه پرواضح است ، زيرا مطلوب مولى وجود بخشيدن به طبيعت است و ايجاد آن در خارج مصلحت دارد و منشأ آثار است . و امّا بنا بر اصالت ماهيّت هم مطلوب ، ماهيّت من حيث هى نيست ، زيرا خود طرفداران اصالت ماهيّت تصريح دارند كه منظورشان ماهيّت من حيث هى نيست بلكه ماهيّت متحقّقه و متحصّله است و در ما نحن فيه مىگويند كه مطلوب مولى ماهيّت متحقّقه است . البته نه به اين معنى كه ماهيّت پس از متحقّق شدن متعلّق طلب واقع شود تا طلب حاصل پيش آيد بلكه به اين معنى كه امر مولى به نفس طبيعت بار مىشود و از مكلّف مىطلبد كه آن طبيعت را در خارج ايجاد كند و تحقّق بخشد ، با اين تفاوت كه بنا بر اصالت وجود ، ماهيّت به تبع وجود در خارج متحقّق مىشود و بنا بر اصالت ماهيّت ، ماهيّت بنفسها و استقلالا و مستقيما در خارج متحقّق مىشود . پس هر دو گروه قبول دارند كه مطلوب مولى ماهيّت من حيث هى نيست بلكه يا وجود طبيعت است ( بنا بر اصالت وجود ) و يا طبيعت موجوده و ماهيّت متحقّقه است ( بنا بر اصالت ماهيّت ) .
--> ( 1 ) - قبسات ، ص 37 .